1- ، zhiranyoosefi7@gmail.com
چکیده: (11 مشاهده)
گسترش شبکههای اجتماعی و ادغام عمیق الگوریتمهای یادگیری ماشین در آنها، محیط اطلاعاتی افراد را بهطور فزایندهای شخصیسازی کرده است. این الگوریتمها با تحلیل رفتار کاربران (جستوجو، مشاهده، پسند، اشتراکگذاری و مدت تعامل)، محتوایی را اولویتبندی میکنند که با علایق و باورهای پیشین آنان همسو است. پژوهش حاضر استدلال میکند که این سازوکار نهتنها تنوع اطلاعاتی را محدود میکند، بلکه از طریق تقویت سوگیری تأییدی، بازنگری نگرشها را دشوار میسازد و در صورت وجود باورهای نادرست یا سوگیریشده، میتواند به تثبیت آنها کمک کند. هنگامی که اعضای خانواده، شامل والدین و فرزندان و نیز زوجین، در محیطهای اطلاعاتی متفاوت قرار میگیرند، سوءتفاهمها ممکن است نهتنها حل نشوند، بلکه در اثر مواجهه مکرر هر طرف با محتوای تأییدکننده دیدگاه خود تشدید شوند. این پژوهش با رویکرد مروری ـ تحلیلی و بررسی مفهومی شواهد موجود درباره اتاقهای پژواک، تکنوفرنس و تأثیر قطبیسازی بر روابط صمیمانه، سازوکارهای احتمالی ارتباط میان فیلتر حبابی و کیفیت روابط خانوادگی را بررسی میکند. تحلیل منابع نشان میدهد که فیلتر حبابی میتواند یکی از عوامل ساختاری مؤثر بر کاهش درک متقابل، افزایش تعارض و فرسایش صمیمیت خانوادگی باشد؛ هرچند شدت و جهت این ارتباط به نوع استفاده از شبکههای اجتماعی، کیفیت روابط، سواد رسانهای و شرایط اجتماعی وابسته است و برای اثبات رابطه علّی مستقیم به پژوهشهای تجربی بیشتری نیاز دارد. در پایان، راهکارهایی از جمله تقویت سواد الگوریتمی، تنوعبخشی به منابع اطلاعاتی، ایجاد فضای امن برای گفتوگوی خانوادگی و کاهش مداخله تلفن همراه در تعاملات حضوری ارائه میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي